سلام . در این مقاله در مورد هوش مصنوعی, مغز, شعور, دنیای مجازی, حیوانات و … حرف میزنم .

غربی ها و مخصوصا هالیوودی ها همیشه تفکرات جالبی دارن , تفکراتی که از رمز و راز ها غنی هستن و در این بین قدرت پیشگویی هم دارن قدرتی که شاید از اون اطلاع داشته باشن شاید هم نداشته باشن ولی قطعا آینده تا حدودی تحت کنترل آنهاست

چند وقت پیش انیمیشنی دیدم با نام Zootopia این انیمیشن بسیار زیباست و پیشنهاد میکنم در هر سنی هستید این انیمیشن رو ببینید و اگر به عنوان فردی معمولی این انیمیشن رو تماشا میکنید صرفا حیواناتی رو میبینید که متمدن شدن و مثل انسان ها لباس میپوشن, کلاه برداری, میکنن و قهرمان و پلیس دارن پس شاید کمی بخندید و احتمالا از این فیلم لذت میبرین اما :

اگر مثل من توسعه دهنده باشید و فنی و یا فردی خلاق و ایده پرداز و تخیلی یا همه موارد , بجز سکانس های زیبای این انیمیشن میتونید خیلی چیز های دیگه از دل این انیمیشن بیرون بکشید , من زمانی که انیمیشن تمام شد دو تفکر به صورت موازی پیدا کردم که دوست دارم این دو تفکر رو بیان کنم .

تفکر اول : شعور حیوانات با کمک هوش مصنوعی یا علم بیولوژیک و ربات بیولوژیکی کریسپر :

آیا واقعا در آینده این وجود خواهد داشت که حیوانات مثل انسان ها فکر کنن و متمدن بشن ؟ خب مسئله این هست آیا ما خدا هستیم و میتونیم هوش و عقل به حیوانات بدیم ؟ قطعا نه اما مسئله مهم تری هم وجود داره و اون این هست که ما انسان ها شاید تنها موجوداتی در روی کره زمین باشیم که نه تنها مخلوق هستیم بلکه میتونیم خالق هم باشیم و چیز های جدید خلق کنیم مثلا میتونم به ابزاری اشاره کنم که دارین این مطلب رو باهاش میخونید .

پس اگر ما خالق هستیم و در این مورد با خداوند اشتراک مستقیم داریم (این حرفم رو شرک حساب نکنید) پس میتونیم به واسطه علم و هوشی و شعوری که داریم شعور خلق کنیم و موجودات بیشعور رو متمدن کنیم برای این کار دو روش برای رسیدن به این هدف معرفی میکنم و من فقط این دو روش رو میدونم (کسی چه میدونه شاید راه و روش های جدید رو برای با شعور کردن موجودات دیگه رو هوش مصنوعی پیدا کنه)

روش اول : تغییر در ساختار بیولوژیکی مغز حیوانات به واسطه تغییر DNA یا هرچیز دیگری .

روش دوم : ارتباط هوش مصنوعی با نورون های مغز این حیوانات .

نکته : در مورد روش اول نظری ندارم چون تخصصی ندارم ولی خیلی میتونه جالب باشه .

خب جالبه بدونید پژوهشگران دانشگاه آریزونای شمالی اولین قدم رو برداشتن و قصد دارن سیستم هوش مصنوعی اختراع کنن برای فهم زبان حیوانات و این شروعی بود برای به واقعیت رساندن تخلی که من در پایان این انیمیشن دیدم , کسی چه میدانه شاید قدم بعدی آموزش حیوانات توسط هوش مصنوعی باشه و قدم بعدی و بعدی و … … … .

تفکر دوم : دنیای واقعیت مجازی

تصور کنید دنیایی کاملا مجازی وجود داشت (البته منظورم دنیای مجازی مسئولین کشور ایران و صدا و سیما نیست) دنیای مجازی که خلق شده توسط انسان ها با قوانین خاص و سرزمین های خاص پول خاص موجودات خاص و لذت های خاص خودش و شاید این دنیا مثل Zootopia ساخته بشه برای در کنار هم بودن تمام موجودات با شعور .

نکته : منظورم واقعیت افزوده نیست و حتی واقعیت مجازی هم نیست بلکه منظورم ورود منطقی انسان به این دنیاست .

حتما به این فکر میکنید که ورود جسمی انسان به این دنیا غیر ممکنه و دنیا حالتی مصنوعی داره اما اشتباه میکنید و این امکان پذیره و من بهش اعتقاد دارم به دلایلی که نشون میده جسم هیچ حرفی برای گفتن نداره و مغز انسان آنقدر قدرتمنده که توانایی این رو داره جسم رو حذف کنه و جسم های جدید واقعی برای خودش متصور بشه به طوری که هیچوقت به یاد نیارین که جسمی داشتید و دنیایی غیر از دنیای مجازی وجود داشته باشه .

اثبات اول : وقتی اولین بار عینک های واقعیت مجازی اختراع شدن هیچوقت کسی فکرش رو هم نمیکرد با استفاده از اینها انسان کاملا حس حضور در مکان های مجازی رو داره و انسان از بعد حقیقی به بعد خیالی تغییر وضعیت میده به طوری که خیلی از این افراد در هنگام استفاده از عینک حرکات عجیب و حتی غیر طبیعی از خودشون نشون میدن چون دنیای حقیقی رو اصلا احساس نمیکنن و غرق در دنیای واقعیت مجازی میشن پس آیا ذهن ما نمیتونه به جای نمایش تصاویر واقعیت مجازی با ارتباط مستقیم هوش مصنوعی به نورون های مغز به ما دنیای Zootopia رو نشون بده ؟

اثبات دوم : زمانی که ما خواب هستیم و خواب میبینیم آیا شما نشانه ای از وجود و احساس جسم حقیقی دارید ؟ در واقع خوابی که ما میبینیم تصویری خیالی و ساختگیست که توسط مغز بدون اختیار ما ایجاد میشه و این نشان میده مغز ما آنقدر قدرتمنده که قابلیت تصمیم گیری خود سر و قابلیت ساخت دنیایی خیالی رو داره که در هنگام خواب برای ما قابل تشخیص نیست پس آیا این ذهن نمیتونه به جای اینکه خواب به ما نشون بده دنیای مجازی Zootopia رو به ما نشون بده ؟

اثبات سوم : ماری جوآنا مواد مخدری هست سنتی که این روز ها متاسفانه بین جوانها (مخصوصا ایران و آمریکا و مکزیک) رواج زیادی پیدا کرده . فردی که ماری جوآنا مصرف میکنه حالتی پیدا میکنه به نام (چت شدن – البته اگر اشتباه نکنم) این حالت به مصرف کننده قابلیت قفل شدن ذهن و توهم شدید رو میده به طوری که فرد مصرف کننده دچار هذیان گویی میشه توهمات شدید پیدا میکنه برای مثال توهمی مثل وجود یک فرد غیر واقعی یا صحبت با فردی خیالی خنده ها و تفکرات لذت آفرین غیر واقعی )من شاهد این بودم( آیا ذهنی که توانایی ساخت توهم با این قدرت واقعی رو داره به طوری که فرد حتی احساس هم نمیکنه که اشتباه هستن آیا نمیتونه دنیایی رو خلق کنه به نام Zootopia ؟

اثبات چهارم : آیا شما فکر میکنید افرادی که در تیمارستان نگهداری میشن روانی و دیوانه هستن ؟ خب اگر اینطور فکر میکنید باید بگم که اشتباه میکنید در واقع آنها دیوانه نیستن بلکه مغز آنها در رویا قفل شده رویایی که به آنها این قابلیت رو میده که فکر میکنن مثلا گاو هستن (مثل من و شما که تصور میکنیم انسان هستیم و این به ما تلقین شده) آیا همچین قدرت تفکری نمیتونه باور کنه که در Zootopia یک آلف و یا یک پری دریایی هست ؟ شایدم یک انسان ؟

اثبات پنجم : در هیپنوتیزم در واقع این پزشک نیست که فرد رو هیپنوتیزم میکنه بلکه این باور فرد هست که هیپنوتیزم شده و بهش باور داره و با هر کلمه پزشک خواطرات و تصاویری در ذهنش میان که در دنیای واقعی و حالت عادی انسان این قابلیت رو نداره پس آیا وقتی پزشکی میتونه انسان رو به این حالت برسونه نمیتونه انسان رو به Zootopia ببره ؟

البته شاید این رو بگین که چه دلیلی داره حیوانات با شعور بشن ؟ خب من به مشا میگم کی بدش میاد پاندای کنفوکار یا پرندگان خشمگین واقعی نباشن ؟

نظر شما در مورد این مقاله چیه ؟

دسته‌ها: بلاگ

1 دیدگاه

صابر · 1396-12-17 در 00:10

موافقم. دوران دنیای واقعیت مجازی ترکیب شده با هوش مصنوعیِ قدرتمند حتی بالاتر از زوتوپیا کاملا قابل پیش‌بینی هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.